دوستم نداشته باش ولی…
گروهی فریاد میزنند:«دوستم داشته باش!» گروه دیگر:«دوستم نداشته باش!» ولی گروهی هم هستند، بدترین و بدبختترین آنها، که میگویند:«دوستم نداشته باش و به من وفادار باش!»
از کتاب “سقوط”
نوشتهی آلبر کامو
گروهی فریاد میزنند:«دوستم داشته باش!» گروه دیگر:«دوستم نداشته باش!» ولی گروهی هم هستند، بدترین و بدبختترین آنها، که میگویند:«دوستم نداشته باش و به من وفادار باش!»
از کتاب “سقوط”
نوشتهی آلبر کامو
الان تقریبا دو سال است که فروشگاه بنتون در تهران باز شده و از همان ابتدا هم اعتراضاتی مبنی بر ارتباط بنتون با محافل صهیونیسم یا حامی دولت اسراییل وجود داشته و در چندین مقطع هم این فروشگاه بعضی شعبههای خود در تهران رو تعطیل کرده. هفتهی گذشته هم با آغاز حملهی اسراییل به نوار غزه، یکی از فروشگاههای بنتون در تهران مورد حملهی «افرادی ناشناس» قرار گرفت و به آتش کشیده شد و همچنین شایعاتی مبنی بر پلمپ شدن همهی شعبههای بنتون در تهران به گوش میرسد.
اما جالب است که بنتون، که از طرف عدهای از مسلمانان ایران به صهیونیستی بودن متهم میشود، بارها و بارها از طرف مجامع صهیونیستی به تبلیغ علیه اسراییل متهم شده و چندین بار از طرف یهودیهای افراطی درخواست شده که محصولات این طراح معروف ایتالیایی بایکوت بشوند!
و نکتهی جالبتر اینکه کمپانی United Color of Benetton که در بین تندروهای ایران به اسراییلی بودن محکوم شده، هیچ شعبهای در داخل اسراییل ندارد! با ورود به قسمت فروشگاههای بنتون در وبسایت رسمی این شرکت میتوانید لیست کشورهایی که بنتون در آنها شعبه دارد، به همراه آدرس دقیق این فروشگاهها را بیابید.
در ضمن، به زودی قرار است بنتون دو فروشگاه چند طبقه را در تهران احداث بکند و برای این منظور مسابقهای را ترتیب داده و از معماران جهان درخواست کرده تا طرحهای پیشنهادیشان برای این ساختمانها را به بنتون بفرستند و یک جایزهی ۳۰ هزار دلاری هم برای این مسابقه در نظر گرفته شده است. اطلاعات بیشتر را در اینجا میتوانید بخوانید.
حالا باید دید با این وضعیت آیا بنتون باز هم مایل به ادامهی سرمایه گذاریاش در ایران خواهد بود یا خیر.

عشق یعنی دیواری که دورمان را بگیرد، نه بینمان را.

بر اساس این خبر که رویترز منتشر کرده، اوایل هفتهی گذشته دو مرد که برای اسکی به کوههای آلپ کشور سوییس رفته بودند، گم شدند و سعی کردند تا با موبایلشون تماس بگیرند و درخواست کمک بکنند تا تیمهای امداد به دادشون برسند اما تلاششون بینتیجه بود و باتری موبایل هم بعد از چند دقیقه خالی شد.
با تاریک شدن هوا و پایین رفتن دما تا پانزده درجه زیر صفر اوضاع رفته رفته وخیمتر میشد که به لطف امپیتری پلیری که همراه داشتند تونستند به هلیکوپتری که از بالای سرشون میگذشت علامت بدن و از بخت خوبشون سرنشینان هلیکوپتر متوجه نور دستگاه شدند و اونها رو قبل از اینکه منجمد بشن نجات دادند.
من هم یک iPod نانو (تصویر) دارم که از دوست مهربان و نادیدهای هدیه گرفتمش و همیشه یکی از ملزومات سفرهام محسوب میشه و تقریبا تا حالا نشده که بدون اون از خونه بیرون برم و برای من، به خصوص در مسیرهای طولانی، نجات بخش بوده. اما فکر نمیکردم که بشه کلمهی “نجات بخش” رو، در معنی واقعی، برای اون به کار برد.
حالا این دو مرد فرانسوی به لطف آیپادشون زنده هستند و فردای اون روز هم دوباره به اسکی کردن در کوههای آلپ پرداختن، کاش آیپاد در درمان سرطان پانکراس هم موثر بود تا استیو جابز باز هم میتونست شو اجرا بکنه و همایش مکورلد و ریاست اپل رو ادامه بده.
چرا بعضیها وقتی میخوان بپرسن:”ساعت چنده؟” مچ دستشون رو نشون میدن؟ یعنی اگر بخوان بپرسن:”توالت کجاست؟!” خشتکشون رو نشون میدن؟!